|
|
|
|
|
حتما" تا بحال برای شما هم پیش آمده که برخی مواقع واقعیتی را طرح می کنید ولی طرف مقابل شما آن را انکار می کند یا نمی پذیرد .دلایل چندی در این زمینه می توان مطرح نمود.
اولین نکته این است که پیش فرض هایی برای طرف مقابل ما ایجاد شده که به دنبال تایید این پیش فرض ها هستند دوم اینکه در هرحالت می خواهند طوری وانمود کنند که کار شما توجیهی بیش نیست. خداوند را باید شاهد و ناظر خود ببینیم و به بنده خدا اعتماد کنیم.زیر سوال بردن بندگان خدا در هرحالتی و مخصوصا" زمانی که اخلاق زیر پا گذاشته می شود امری نکوهیده است و به نظرم کاربرتر اخلاقی آن است که حیثیت و شان و مرتبه انسان ها پایین نیاوریم . در انتخابات نیز اخلاق بر بداخلاقی ها غلبه کرد.پیروز میدان اخلاق و اخلاق مداری بود. استاد بزرگوارم دکتر یمنی همیشه به این موضوع گوشزد می کنند و این سرلوحه زندگی ماست.انسان های بزرگ بخشنده ترین انسان ها هستند .آنها که می فهمانند و انسان ها را در هر رده و رتبه ای درک می کنند. این بخشش ُبا انکار دیدگاه های مقابل و کوچک شمردن آنها حاصل نمی شود .چنانچه طرف مقابل را متهم کنیم و واقعیت را نا دیده بگیریم و زوایای پنهان را نبینیم حتی اگر این کار سوء تفاهم هم باشد و یا اصلا" خدای ناکرده نا اگاهانه حق کسی پایمال شده باشدُ اخلاق حکم می کند که با رفتارمان این را درسی برای طرف مقابل بدانیم. ما انسان ها دارای منطق و عقل و فهم هستیم.فهم برای ما اساسی است.فهم دوطرفه است. دانشجویان عزیز ما انسان هایی سالم و پاک هستند .استادان ما اسوه و نمونه آنها .تعامل این دو مانند پدر و فرزند است و شاید بیشتر .چون علم و ادب را یادمی دهیم. برخی مواقع انسان های بزرگ ُچنان می بخشند که گویا فرشته بخشش هستند و من فکر می کنم خیلی از استادان و دانشجویان ما هم اینگونه اند. پس ببخشیم و ببخشیم تا رحمت خداوند و رضایت خاطر خداوند را و رضایت خلق خدا را نصیب خود کنیم. این شیرین ترین لحظه زندگی است که اگر واقعیت طرف مقابل را هم نپذیریم و خطا بدانیم .آن را سعی کنیم ببخشیم .ما دردنیای عاطفه و محبت بزرگ شده ایم .همه انسان ها بزرگوارند.و این لذت زندگی است.ان را تلخ نکنیم .
کمترین
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 26 خرداد1392ساعت 16:50 توسط ع.ثمری
|
|
||
|
|
|
|
|
دوستان و علاقه مندان حوزه برنامه ریزی آموزشی و آموزش عالی با عرض پوزش از اینکه چند وقتی است نتوانستم به ایمیل و درخواست ها و نظرات پاسخ بدهم و یا مطالب جدیدی را در وبلاگ اضافه کنم .
این امر به دلیل تالمات روحی به علتدرگذشت مادری مهربان ُفهیم و اسوه ُو البته مربی بزرگ زندگی ام ُبوده است که در ۲۲ فروردین ماه دارفانی را وداع گفتند و ما را با غمی اندوهگین تنها گذاشتند. چرا که مشيت الهي بر اين تعلق گرفته كه بهار فرحناك زندگي را خزاني ماتمزده به انتظار بنشيند و اين بارزترين تفسير فلسفه آفرينش در بيكران هستي و يگانه راز جاودانگي اوست.درگذشت مادر چنان سنگين و جانسوز است كه به دشواري به باور مينشيند ولي در برابر تقدير حضرت حق چارهاي جز تسليم و رضا نيست. یاد و خاطره اش هیچ وقت فراموش نمی شود روحش شاد از خداوند متعال ، برای شما دوستان بزرگوارم و همراهان خوب و دلسوز ، آرزوی سلامتي ، بهروزي و طول عمر با عزت دارم . |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 15 اردیبهشت1392ساعت 12:26 توسط ع.ثمری
|
|
||
|
|
|
|||
برچسبها: همایش, تحصیلات تکمیلی |
||||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 2 اردیبهشت1392ساعت 11:52 توسط ع.ثمری
|
|
||||
|
|
|
|
|
تمركز گرايي در وزارت علوم عقبگرد است يكي از سياست هايي كه طي سال هاي اخير در وزارت علوم دنبال مي شود، جذب متمركز اعضاي هيات علمي دانشگاه ها و متمركز كردن آزمون هاي دكترا است. بر اساس آماري كه وزارت علوم از جذب هيات علمي طي سه سال گذشته مي دهد، حدود 18 هزار عضو هيات علمي جديد جذب دانشگاه هاي كشور شده اند كه از اين تعداد 15 هزار نفر در دانشگاه هاي دولتي، 1080 نفر جذب دانشگاه هاي غيرانتفاعي، 1716 نفر جذب دانشگاه آزاد و 2325 نفر جذب دانشگاه پيام نور شده اند. مسوولان وزارت علوم با استناد به اين آمار معتقدند جذب هيات علمي در اين سه سال 18 برابر افزايش داشته است. آنها سياست تمركز گراي وزارت علوم در اين زمينه را مانعي براي اعمال سليقه ها و ضايع شدن حق دانشجويان و داوطلبان دانشگاه هاي سراسر كشور مي دانند و به دنبال بسط آن به ساير امور دانشگاه ها و آموزش عالي هستند. در مقابل آنچه با تمركز گرايي هر چه بيشتر وزارت علوم، روز به روز كم رنگ تر شده است، استقلال دانشگاه است. سياست تمركز گراي وزارت علوم طي چند سال گذشته در حالي است كه اين روند، برخلاف قانون برنامه چهارم و پنجم توسعه است. به گفته جعفر توفيقي وزير علوم دوران اصلاحات، در قانون برنامه چهارم و در ماده 49 اين قانون بر استقلال دانشگاه ها تاكيد و گفته شده كه دانشگاه ها صرفا بايد با مصوبات هيات هاي امناي خودشان اداره شوند و از قوانين و مقررات كشور مستثني هستند. اما آنچه در حال حاضر در دانشگاه ها در حال پيگيري است چندان مطابقتي با اين قانون ندارد. برای مطالعه ادامه گفتگو اینجاببینید. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 2 اسفند1391ساعت 10:30 توسط ع.ثمری
|
|
||
|
|
|
|
|
توفیقی در گفتوگوی تفصیلی با فارس:
دانشجوی ستارهدار و استاد بازنشسته سیاسی نداشتیم/نباید برای اصلاح دانشگاه به عقب برگشت
خبرگزاری فارس: وزیر علوم دوره اصلاحات دغدغه جدیاش در دوران مسئولیت را موضوع استقلال دانشگاهها اعلام میکند و میگوید با مشکلاتی همچون دانشجوی ستارهدار و اساتید سیاسی بازنشسته مواجه نبوده است. برای مطالعه ادامه گفتگو ُلطفا" اینجارا کلیک نمایید.
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 1 اسفند1391ساعت 14:26 توسط ع.ثمری
|
|
||
|
|
|
||
|
روزنامه دنیای اقتصاد مطلبی را با عنوان در جستوجوی توسعه به سبک ایرانینگاهی به چند اثر دکتر محمود سریعالقلم در روز سه شنبه 30 آبان 1391 از قول محسن آزموده آورده بود که به نظرم مطالعه آن برای دوستان دانشجو و سایر افراد پیگیر موضوع توسعه و فرهنگ ایرانی ُمفید حواهد بود: درآمد: توسعه همچون مشکله ایرانیان
در طول بیش از یک سده نخبگان دردآشنای ایرانی متاثر از آگاهی برآمده از مواجهه با ممالک مترقی، گاه هم چون عباس میرزا و قائم مقام و امیرکبیر و مصدق در ردای سیاستمداران و گاه هم چون ملکم خان و آخوندزاده و طالبوف به هیات روشنفکران، گاهی در لباس روحانیت همچون آخوند خراسانی و میرزای نائینی و وقتی نیز با تخصص دانشگاهی همچون محمود حسابی و حسین عظیمی به این پرسش بنیادین اندیشیدهاند که «چرا ما ترقی نکردیم و مسیر توسعه چیست؟» رد پای این نگرانی را در آثار و گفتار تمام ایرانیانی میتوان یافت که در سایه تخصصی که دارند یا توان مالی یا علمی یا قدرت سیاسی، توانستهاند اندکی از چنبره وضعیتی که ایران به آن دچار است، فراتر روند و بر گوشهای از وضعیت نابهنجار فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی جامعهشان پرتو افکنند.
در یافتن علت العلل یا دلایل عقبافتادگی هم مباحث گوناگونی مطرح شده است، از علل فلسفی و فرهنگی تا دلایل اقتصادی یا تاریخی و سیاسی و اجتماعی، هم چنان که در نشان دادن راه برون رفت از مشکل نیز پیشنهادهای گوناگونی ارائه شده است و دست بر قضا بسیاری از این راهحلها در تاریخ معاصر ایران آزموده شده است، از انقلاب سیاسی گرفته تا اصلاحات اجتماعی و اقتصادی، از جستوجوی الگوهای توسعه در میان جوامع پیشرفته تا کوشش برای یافتن طریقی یکسره «بومی» برای آن. درباره صحت و سقم این راههای پیشنهادی و پیامدهایشان بحث و فحص کم نبوده است، بگذریم که در بیشتر موارد این راهحلها غیرعلمی، خودسرانه و غیرکارشناسانه بوده و در آن جا که در عرصه عمل تجربه شده، به جای رفع مشکل خود پیامدهای ناگواری به جا گذاشتهاند. ادامه مطلب را در لینک زیر مطالعه فرمایید: |
|||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 30 آبان1391ساعت 9:35 توسط ع.ثمری
|
|
|||
|
|
|
|
|
اعتراض دانشجویان تحصیلاتتکمیلی به وزیر علوم
بخش فرهنگی الف، 18 خرداد 91 تاریخ انتشار : پنجشنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۱۷:۵۳
۲۳۷ نفر از دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه تهران در نامهای انتقاد خود را از افزایش ظرفیت تحصیلات تکمیلی دانشگاههای کشور به وزیر علوم، تحقیقات و فناوری اعلام کردند. متن کامل این نامه به شرح زیر است: بسم الله الرحمن الرحیم جناب آقای دکتر دانشجو وزیر محترم علوم، تحقیقات و فناوری سلام علیکم؛ آنچه ما را به نگارش این نامه وادار کرد، سیاستهای وزارتخانه متبوع شما در افزایش کمی ظرفیت دورههای تحصیلات تکمیلی است. ازجمله این اقدامات افزایش ظرفیت دورههای کارشناسی ارشد و نیز تأکید بر سه تا پنج برابر نمودن ظرفیت دوره دکترا است. حضرتعالی در سخنان خود بر افزایش ظرفیت به دلیل «ترافیک بسیار در ورودی آزمون و پیشبینی افزایش آن در سالهای آینده و اجتنابناپذیر بودن این افزایش ظرفیت به منظور جلوگیری از مهاجرت داوطلبان به کشورهای دیگر» تأکید داشتهاید. لذا بر خود لازم دانستیم تا از باب خیرخواهی و بیان اشکالات آشکار این تصمیم، نکاتی را ذکر نماییم. امید است توضیحات تکمیلی جناب عالی یا از ابهام تصمیم مذکور بکاهد و یا به تغییرات اساسی در آن منتهی شود: ۱- دورههای تحصیلات تکمیلی تنها یک دوره آموزشی نیست بلکه آنچه در این دوران اهمیت بسیار دارد کار پژوهشی مبتنی بر تلاش شخص دانشجو با هدایت استاد راهنما است. پس مولفههای مهم در این ارتباط تنها شخص دانشجو و استاد نیستند بلکه محیط علمی، ارتباطات علمی با مراکز پیشرو داخلی و خارجی، دسترسی به پایگاههای علمی معتبر، بودجههای پژوهشی، امکان شرکت در کنفرانسهای معتبر داخلی و خارجی و همچنین فراهم آمدن امکانات لازم نظیر پرداخت حقوق ماهیانه به دانشجویان جهت انجام کار علمی به دور از دغدغههای معیشتی نیز از اهمیت بسیاری برخوردار است. در شرایطی که دانشگاهها و مراکز علمی کشور به شدت از کمبود بودجه پژوهشی رنج میبرند و به علت فشار مالی ناگزیر به محدود کردن فعالیتهای علمی خود شدهاند، و از سوی دیگر میزان بودجه مصوب برای انجام رساله به هیچ وجه کفاف انجام یک فعالیت پژوهشی قابل قبول را نمیدهد و پژوهانه دکترا در برخی موارد با تاخیر طولانی به دانشجویان میرسد، افزایش ظرفیت دورههای تحصیلات تکمیلی چه پیامدی جز افت روزافزون کیفیت آموزش عالی در این کشور دارد؟ جنابعالی راه افزایش ظرفیت تحصیلات تکمیلی را رفع پارهای از محدودیتها از جمله افزایش ظرفیت هر استاد برای راهنمایی دانشجو دانستهاید. آیا این حذف محدودیت ترجمان دیگری از حذف استانداردهای حداقلی در آموزش عالی نیست؟ ۲- در سالهای گذشته تأکید وزارت علوم بر افزایش ظرفیت دانشجو در مقطع کارشناسی ارشد بوده است؛ و اکنون این رویه به مقطع دکترا نیز تسری یافته است؛ و از سوی دیگر در شرایطی که شاهد هستیم که مقاطع تحصیلات تکمیلی به دلیل توسعه کمی از کیفیت لازم برخوردار نیست و اکثر دانشجویان از کمبود وقت اساتید راهنما و مشاور خود گلایهمند هستند؛ معالوصف ادامه افزایش ظرفیت دورههای تحصیلات تکمیلی چه حاصلی در پی خواهد داشت؟ وقتی استاد ناگزیر باشد تعداد زیادی دانشجو را در زمانی محدود هدایت کند و برای گرفتن دانشجوهای بیشتر تحت فشار باشد دیگر مجالی برای اندیشه و انجام پژوهشهای فاخر باقی نخواهد ماند. ۳- چرا وزارت علوم حاضر نیست استقلال نسبی دانشگاهها را در سیاستگذاریهای خود بپذیرد و اصرار بر آن دارد که ظرفیت اعلامی از سوی دانشگاهها را به میل و سلیقه خود و به انحاء گوناگون افزایش دهد؟ آیا اساتید محترم دانشگاهها خود بهترین مرجع برای تشخیص ظرفیت واقعی گروههای آموزشی برای تربیت دانشجو نیستند؟ ۴- آیا به عواقب این افزایش ظرفیت اندیشیده شده است؟ حتی اگر امکانات لازم برای این افزایش فراهم شود، امکانات لازم برای جذب فارغالتحصیلان این مقاطع به بازار کار نیز فراهم شده است؟ جناب عالی علت افزایش ظرفیت را ترافیک موجود در آزمون ورودی دانستهاید. روزی که شاهد ترافیک میلیونی در مقطع کارشناسی بودیم با ایجاد انواع و اقسام مراکز آموزشی آزاد و غیر آزاد سعی بر آن بود که این ترافیک کاهش یابد. نتیجه این تصمیم، سیل عظیمی از فارغالتحصیلان بیکار در جامعه است که از طرفی بار انواع توقعات خانوادگی و اجتماعی را بر دوش میکشند و از سوی دیگر قادر نیستند شغلی در خور تحصیلات خود بیابند. اگر آن روز به جای دامن زدن به این عطش موهوم، زمینه پیشرفت افراد جامعه را بر حسب توانایی و استعدادشان فراهم میکردیم و ورود به دانشگاه را کعبه آمال و آرزوهای تکتک افراد جامعه قرار نمیدادیم به این وضعیت گرفتار نمیآمدیم. اگر با این نگاه کمیتگرا به دنبال چرتکه انداختن برای شمارش «تعداد» دانشجویان ورودی و خروجی مقاطع عالی باشیم دانشگاه در نهایت نه به یک نهاد فرهنگساز و اندیشه محور که به بنگاهی برای ارائه مدارک عالی بدل خواهد شد. حرکت خطرناک کسب عنوان دکترای جعلی یا فاقد اعتبار از مراکز مختلف که به شدت در کشور شیوع دارد از پیامدهای این نگاه است. ۵- در مواضعی و در توجیه افزایش ظرفیت تحصیلات تکمیلی به سخنان مقام معظم رهبری استناد میشود، ولی باید در این میان به چند نکته توجه داشت؛ آیا مقصود مقام معظم رهبری آن بوده است که این توسعه بدون توجه به نیازهای کشور و ظرفیتهای دانشگاهها و بازار اشتغال، صرفاً به صورت بخشنامهای صورت گیرد؟ ایشان در تاریخ ۲۲/۵/۱۳۸۵ در دیدار با رؤسای دانشگاهها فرمودهاند: «یک نکته دیگر، مسئله نسبت دانشجویان دورههاى تحصیلات تکمیلى به کل دانشجویان است. شنیدهام این نسبت خیلى پایین است. آنطور که به من گزارش کردهاند، این نسبت شش درصد است. این، پایین است. طبق نظر افراد صاحبنظر، این نسبت باید به حدود سىدرصد برسد؛ روى این کار بشود. بنابراین براى اینکه بتوانیم این دانشجویان را به این نسبت برسانیم، ما به تکثیر مراکز تحصیلات تکمیلى و پدید آوردن رشتههایى که نداریم، احتیاج داریم. این نسبت را باید حفظ بکنیم؛ این هم مهم است». آنچه مسلم است مضمون این سخن و سایر فرمایشهای ایشان توصیه کلی به افزایش ظرفیت تحصیلات تکمیلی و بررسی امکان آن است و بدیهی است که هیچگونه تأکیدی بر لزوم انجام چنین کاری در کوتاه مدت نداشتهاند؛ همچنین روش پیشنهادی ایشان ایجاد مراکز تحصیلات تکمیلی و رشتههای جدید بوده است و نه افزایش ظرفیتهای قبلی. در پایان امیدواریم وزارت علوم این نامه را حمل بر خیرخواهی جمعی از دلسوزان کشور بگذارد و با بررسی مجدد جوانب این تصمیم، از بروز پیامدهای منفی آن جلوگیری نماید. اسامی امضاءکنندگان نامه به وزیر علوم به ترتیب مقطع تحصیلی و حروف الفبا کلیک نمایید |
||
|
+
نوشته شده در شنبه 4 شهریور1391ساعت 10:18 توسط ع.ثمری
|
|
||
|
|
|
|
|
حیدربابا:
بیلمزیدیم دؤنگه لر وار ، دؤنوْم وار انشاءا... که باهمت مردم غیور ایران ُاین هموطنان نیز بزودی سروسامان یابند. روح از دست رفتگان شاد |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 1 شهریور1391ساعت 14:13 توسط ع.ثمری
|
|
||
|
|
|
|
|
خبرگزاری فارس: عضو شورای تخصصی تحول و نوسازی نظام آموزشی گفت که ترویج تفکر اجتهادی و انتقادی باید مورد توجه قرار گیرد. به گزارش گروه دانشگاه خبرگزاری فارس، جعفر توفیقی عضو شورای تخصصی تحول و نوسازی نظام آموزشی شورای عالی انقلاب فرهنگی در مورد لزوم تحول علوم انسانی گفت: تردیدی نیست که رشتههای علوم انسانی با رشتههای فنی و مهندسی و ... تفاوت دارند. وی افزود: با توجه به نقشی که این رشتهها در جهتدهی کلان به نظام فرهنگی و ارزشی کشور دارند، باید به علوم انسانی بیشتر توجه کنیم. وزیر اسبق علوم، بر لزوم تحول در علوم انسانی تاکید کرد و اظهار داشت: تا این علوم از وابستگی و ترجمهای بودن، خارج نشوند نمیتوانیم مدعی استقلال در سایر عرصهها باشیم و خوشبختانه این موضوع مورد توجه نظام هم واقع شده است. توفیقی در مورد جذب استعداهای برتر در رشتههای علوم انسانی گفت: با پیشبینی مشوقهای مالی و معنوی این استعدادها به سمت علوم انسانی نیل پیدا کنند. ادامه مطلب را درخبرگزاری فارس ملاحظه فرمایید ...ادامه کلیک نمایید |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 1 شهریور1391ساعت 13:47 توسط ع.ثمری
|
|
||
|
|
|
|
|
خبرگزاری فارس: معاون آموزشی دانشگاه جامع علمی کاربردی از حذف دورههای نظری در این دانشگاه خبر داد.
رجبعلی برزویی معاون آموزشی دانشگاه جامع علمی کاربردی در گفتوگو با خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاری فارس با تأکید بر اینکه دانشگاه جامع علمی کاربردی با برنامهریزیهای صورت پذیرفته از این پس هیچ دوره عمومی که منجر به شغل نشود را اجرا نمیکند، گفت: تمام دورههای نظری دانشگاه جامع علمی کاربردی حذف شدهاند. به گفته وی دورههای مشابهی که در سایر دانشگاههای کشور اجرا میشود از این پس در دانشگاه جامع علمی کاربردی تدریس نمیشود و تمام دورهها، خاص نظام مهارتی است. معاون آموزشی دانشگاه جامع علمی کاربردی خاطرنشان کرد: از این پس تمام مراکز دانشگاه جامع علمی کاربردی در کنار مراکز شغلی همچون کارگاهها و کارخانهها احداث میشوند. خبرگزاری فارس : لینک خبر کاش جناب دکتر برزویی که تجربه ارزشمندی در حوزه گسترش آموزش عالی نیز دارند در این زمینه توضیح بیشتری ارائه می دادند که این سیاست برمبنای کدام مبانی تئوریکی صورت می گیرد؟ چه تجاربی را دردنیا ملاحظه فرموده اند که به دنبال این موضوع هستند.آیا اصولا" حیطه دانش و مهارت را جدا از هم می توان صورت بندی کرد.دوره های خاص نظام مهارتی بدون دانش پایه چگونه کسب می شود.؟به طور کلی کدام فلسفه آموزشی و یادگیری توجیه کننده این قضیه است؟و...به نظرم بهتر است معاون آموزشی دانشگاه جامع علمی کاربردی که زحمت زیادی هم در این دانشگاه می کشند لااقل با چند نفر از مشاوران و صاحب نظران آموزش عالی صحبت کنند و پس از پاسخگویی به این موارد به دنبال اجرایی نمودن این سیاست باشند. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 2 مرداد1391ساعت 11:44 توسط ع.ثمری
|
|
||